خواهرم میگه :
_ زهرمارت شد !
در حالی که روی زانوهام خم شدم و از درد به خودم میپیچم ، میپرسم :
+ چی ؟
_ مرخصی ات !
+ آره !
و دستم رو محکم میکوبم به سطح زمین تا شاید مغزم به درد دستم توجه ِ بیشتری بکنه و بتونم نفس راحتی از کرامپ های رحمم بکشم !
پ.ن : خاک بر سر این پریود بکنن !
شـــجاع : )...ما را در سایت شـــجاع : ) دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 83