در بحبوحه ی پر پیچ و خم ِ تصمیم های جدید ،
وُیسی به دستم رسید از یکی از همکارهام ،
مبنی بر اینکه فلانی و فلانی و فلانی پشت سرت میگن :
_ خودخواه ِ خودشیفته ی خود برتربین ِ پر ادعا : )
و روی " منم منم گفتن ها و ادعا داشتن ها " تاکید زیادی کرد !!
اینکه بگم از شنیدنش ناراحت نشدم و
به هیچ طرفمان نبود ، دروغی بیش نیست : ))
خیلی هم به چهار جهت مان بود : /
اما خب سعی کردم مدیریت بحران کنم و
اون لحظات خیلی خودم رو درگیر ِ شنیده ی موردنظر نکنم !
زدم به جاده خاکی و فکر نکردم !
تا همین یکی دو ساعت قبل ،
که تصمیم گرفتم راجبش بنویسم .
به اون فلانی و فلانی و فلانی فکر کردم .
آدم های پر حاشیه ای برای من بودن و
قطعا در کنش و واکنش ها ،
من با تکیه بر " محافظت از خودم " و
" قربانی نکردن خودم "
و فعل ِ مهم ِ " کوتاه نیامدن از حقوق عاطفی ام "
جایی اون ها رو رنجونده بودم !
به هر حال من رو اینطور نامهربان ندیده بودن : )
مینویی بودم همیشه در میدان ِ نبرد ِ دیگری
به عنوان سرباز ِ جان بر کف : )) !
و در نتیجه منطقی خواهد بود ،
اینکه اینطور بر علیه من حرف بزنن !
قبول کردم که پشت ِ سرم ،
زدن ِ اون حرفها کار ِ اشتباهی بوده از طرفشون ،
اما کمی هم سعی بر درکشون کردم !
مینوی جدید براشون سنگین و سخت میاد : )
با اینحال ،
توی دنیای ِ درونی خودم ،
اون مینوی ِ سرباز ،
که پرت شده به خارج از کادر ِ جهانم ،
از انتهای جای خیلی دوری ،
اکویی از احساساتِ مسموم و گندیده رو به سمتم روانه میکنه !
با این مضمون که :
" تو دوست نداشتنی ترین ِ آدم ها هستی "
: )
شـــجاع : )...ما را در سایت شـــجاع : ) دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 46